نوشته هام

خرید بک لینک
چت مختصری داشتیم بعد از منتظر گذاشتنشاون مشتاقانه پیام میداددرستون تموم شد؟ امتحان وکالت بدید . میتونید امتحان بدید اما به کسی نگید . من در خدمتم . و کلی صحبت و تعارف .رفتم سر اصل مطلب که عاشورا منتظرتون بودم میخواستم راجب مدضوعی باهاتون صحبت کنم اما ندیدمتون .گفت من اومدم دارالرحمه اما مهمون اومد برامون و برگشتم . در خدمتم..گفتم بخاطر شرایط فعلی شما چیزی نگم بهتره . بخاطر مدضوع خانواوگی که نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: مختصرمون, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت: 9:05

توضیح واسه بعدن های خودم .عشق اولم هفت سال یکطرفه دوسش داشتم اما ازدواج کرد . با اینکه میدونست دوسش دارم .خب من خیلی از ملاکاشو نداشتم . البته شاید فقط یکیش . که اونم قد کوتاهم هست . صد و چهل و هفت ..بعدش با اجبار با پسرعمم رفتن ازمایش خون دادم .چون خانوادم کمبودامو میزدن تو چشمم .که اونم فقط از رو لجبازی چون عشق اولم ازدواج کرد .اما با پسرعمم 3 ماه بیشتر در ارتباط نبودم اونم هر روز جنگ و نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: توضیحات, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 12:11

دستم میلرزهامروز همش فکر میکردم که عشق همیشگیم تو اینستاگرام فالووم میکنه .هروقت گوشیمو برمیداشتم حس میکردم الان درخواستش میادتا اینکه ساعت نه و نیم امشب دیدم علامت فالوو اومد بالای صفحه ام اما نخوندم کیهولی تو دلم غوغا بودمثه همیشه احساسم دروغ نمیگفتخودش بودانقد هیجان داشتم که نفسم بالا نمیومدپریدم به دخترخالم گفتمباورش نمیشدخودم هنوز توی شوک هستمسریع عکسایی که مربوط به اون خائن بود ر نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: درخواست, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 12:11

من همین الان بهش درخواست دادم

فکر میکردم تعداد فالوورهاش زیاد میشه هرلحظه و ممکنه درخواست منو نبینه

اما دیدم ثابته و درخواست دادم

خدایا کمکم کن اتفاقای خوبی بین من و عشقم بیوفته

و فصل تازه زندگیم شروع بشه

نوشته شده توسط مریم در ساعت 11:34 | لینک |
نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 12:11

وای خدای من

یه حس باور نکردنی دارم

عکس خودم و مامان رو لایک کرده

زیر عکس بابا مامانم نوشته زنده باشن ایشالله

منم کامنتشو لایک کردم نوشتم سلامت باشین ممنونم

خدایا حس میکنم رو ابرام . حس میکنم دارم خواب میبینم

خدایا کمکمون کن

دلم میخواد واقعا معجزه رو ببینم

نوشته شده توسط مریم در ساعت 11:40 | لینک |
نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 12:11

وای خدای منتقریبا یک ساعت پیش تو اینستاگرام بهش پیام دادمنوشتم سلام آقای...درجا حتی نذاشت بشه پنج ثانیه . انگار منتظر بود و از خدا خواسته انگار هول شده بود و باورش نمیشد و در عین ناباوری مینوشت .انگار دستش و مغزش کار نمیکرد .نوشت سلام..نوشتم خوبیدبا کمی مکث نوشت ممنونم شما چطورید؟نوشتم خوبم مرسیشب پیام میدم ببخشیدنوشت خواهش میکنم در خدمتم..وای یه حسی دارم باور نکردنینفسم بالا نمیاد نوشته هام...

ما را در سایت نوشته هام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 12:11

صفحه بندی